|
تو به من خندیدی و ندانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا؟ باغچه ی کوچک ما سیب نداشت؟ + نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 15:30 توسط مهرناز |
قصه - ولنتاین - از کجا شروع شد؟ دقیقا از گل و ماه و ستاره ! که فکر میکرده سربازای مجرد از متاهل ها قویتر هستن. واسه همینم ازدواج رو ممنوع میکنه تا سربازاش نتوننن ازدواج کنن و بقول خودش قوی بمونن. هر کسی هم که سرپیچی میکرده کشته میشده. این وسط یک کشیش به نام ولنتاین، برای سربازای رومی خطبه عقد میخونده ! حالا اینکه اون زمانا خطبه هم بوده یا همینجوری الکی پلکی بوده من نمیدونم والا، خلاصه حاکم از این جریان خبردار میشه و دستور میده که ولنتاین روبندازن زندان. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان میشه. اینجاس که میگن خر بیار و باقالی بارکن! خلاصه نامه نگاری و sms بازی و اینا شروع میشه و هر بار که ولنتاین برای دخترک نامه ای مینوشته زیرش مینوشته “از طرف ولنتاین تو”. این که زیر همه کارت های روز ولنتاین می بینید که نوشتن “From your Valentine” از همونجا اومده. خوب کجا بودیم ؟ آهان. بالاخره این جناب ولنتابن چند روز بعدش بخاطر قانون شکنی اعدام میشه و چون جرمش هم رسوندن دختر و پسرای عاشق به همدیگه بوده از اون به عنوان شهید راه عشق یاد میکنند و از اون زمان ولنتاین رو بعنوان نماد یک عاشق تمام عیار مطرح کردن و روزشو روز عشق گذاشتن. همین دیگه ! روز ولنتاین چه میکند دخترا و پسرا؟ همونجور که میدونید شیرینیها باعث ایجاد شادی میشن و شاید علت اینکار هم از قدیما این بوده باشه. اما در ایران معمولا چند شاخه گل، یک عروسک خرس کوچولو ، یه قلب (ازین پفکی ها) و یا چیزی شبیه این هم بچه ها برای همدیگه میخرن. سعی کنید کادویی که میخرید یکمی سلیقه هم توش باشه. همیشه پول خرج کردن راه ابراز عشق نیست. یکمی سلیقه میتونه کادوی شما رو برای کسی که دوستش دارید جذاب تر کنه . و اما پیشنهادات ما برای خرید کادو (خطاب به دختر خانم ها): کنی. عالی یک شاخه گل و یک بسته شکلات کافیه ، اما اگه خواستی کادوی دیگه ای براش بخری گفتم که نگی نگفتی. باشه های خارجی نوشته) شکلات هایی که بیش از 70 درصد کاکائو دارن تلخ و گاهی ترش هستن و برای خوردن با مشـــروبه ! نه چایی. بنابراین همیشه گرون تر بودن دلیل بهتر بودن نیست. و پیشنهادات ما برای خرید کادو (خطاب به آقا پسرها): گل سرخ و رز کفایت میکنه. وقت گذاشتین. عروسک رو ببره خونشون ؟ تازه اگه با ماشینتون هم برسونیدش ، ممکنه یوقت بابایی یا مامانی یه سوالی ازش بپرسه که مجبور شه بگه این عروسک رو مریم جون بخاطر تولد پارسالش بهش کادو داد (که اونام عمرا باور کنن) درست کردین. چند تا جمله عاشقانه هم لطفا پشتش ضمیمه شود. جمشیدیه ! یا یه جای جنگلی میتونه جای خوبی برای جشن گرفتن روز عشق باشه. جک روز ولنتاین : + نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 16:52 توسط مهرناز |
یه شعر فوق العاده توپ: و بعد از رفتنت شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی،تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کرد تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی: دلم حیران و سر گردان چشمانی است رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم نمی دانم چرا رفتی نمی دانم چرا شاید خطا کردم و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم چرا،تا کی، برای چه ولی رفتی و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت، تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد و بعداز رفتن تو آسمان چشمهایشم خیس باران بود و بعد از رفتنت انگار ،کسی حس کرد ،من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد کسی فهمید تو یاد مرا از یاد خواهی برد و من با آن که می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد هنوز آشفته ی چشمان زیبا ی تو ام برگرد! ببین سرنوشت انتظار من چه خواهد شد و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت: تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم. و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید، کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست، و من در پاییزی ترین ویرانی یک دل، میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر، نمیدانم چرا؟ شاید به رسم پروانگی مان باز ، برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم. خیلی قشنگ بود مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فعلا خدانگهدار + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 21:31 توسط مهرناز |
دوست می دارم،فضای بودن تو را در دنیایی کوچک قاب کنم و بر رویطاقچه ی روزهایم بگذارم تا صبح را در اطمینان حضور تو آغاز کنم... دوست می دارم زندگی در سادگی لبخند تو تجربه کنم و محبت را از باغ مهربان نگاه تو بچینم و دروغ را در صداقت دستان تو از یاد ببرم آه می دانم حس من با محالی آرزوهاست و نهایت امتداد تو ناپیداست می دانم در برابر دیدگانم مثل انتهای دریا به آسمان خواهی پیوست حالا عزیزای دلم در ادامه عکسای فیلم مجنون لیلی رو ببینید + نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 17:9 توسط مهرناز |
و بعدی که از پشت صحنشه
فکر کنم اینم کارگردانشه به قول معلم جغرافیمون نمیدونم
بچه ها هر کی بتونه حدس بزنه اینجا داره به چی فکر می کنه یه جایزه پیش من داره اونم یه بلیط با همراهش از جشنواره ی فیلم فجره حتماْ تو مسابقش شرکت کنید و آخریشم ببینید و صلوات بفرستید
و عکسای بعدی رو تو پست مینا ببینید فعلاْ بای + نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 14:48 توسط مهرناز |
کتاب عشق را جز یک ورق نیست در آن هم جمله ای جز نام حق نیست دوستای گلم سلام اسم من مهرناز خدارو شکر امروز امتحانام تموم شد واسه همین اومدم یه مطلب توپ با یه دنیا عکس قشنگ و جدید پست کنم. اول یه شعر براتون می ذارم بعدش خدا بزرگه: در زمانی که وفاقصه ی برف به تابستان است و صداقت گل نایابی است و د آیینه ی چشمان شقایق ها نیز ،عابر ظالم و بی عاطفه ی غم جاریست به چه کس باید گفت: با تو خوشبخت ترین انسانم وای............ حال کردید من خودم واقعاً عاشق این شعرم حالا خبر: فیلمبرداری مجنون لیلی که از اول آذر شروع شده بود ،دوازده دی تموم شد. د داشتن خودشون می کشتن که به جشنواره برسه (ایشلاا… حداقل بتونه یه جایزه ای چیزی بگیره ،دعا کنید) بازیگراشم که همه میشناسید:محمدرضا گلزار،الناز شاکر دوست و.....(مهماش همینان)شوخی کردم حمید گودرزی،ابوالفضل پورعرب ،حامد بهداد،رضا رویگری و..... حالا عکسا غش نکنیدا!!!!!1 ا آهان راستی پیش فروش بلیط های جشنواره از جمعه پنجم بهمن شروع میشه برید بخرید با هم بریم ببینیم. آخ چقدر حرف زدم بیچاره مینا راست میگه میگه پر حرفی حالا واقعاً بریم سراغ عکسا البته بعضیاش دست میناس خودش فردا براتون میذاره اینم عکسا: وای.............. به شما گفتم خودم غش کردم و...............................اینکه دیگه آخرشه خودتون ببینید اعتراف می کنید دیدید من که حرف الکی نمی زنم و این هم حمید گودرزی در نمایی از فیلم و آخریشم ببینید و به جون من دعا کنید خب خوشتون اومد خدارو شکر دیگه کم کم پستم داره تموم میشه راستی تو رو خدا ُجون هر کسی دوست دارید نظر بدید مرسی کاش معشوق ز عاشق طلب جان می کرد تا که هر بی سر و پایی نشود یار کسی خب تا سلام و پست بعدی خدا نگهدار
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386 18:37 توسط مهرناز |
|