|
سلام
همه می گن ستاره ها همیشه میدرخشن اصلا ستاره بودن یعنی درخشش مطلق ولی من می گم ستاره بودن به درخشیدن نیست به قلب آسمونی داشتنه تقدیم به تو که قلب آسمونیت از چشمای ستاره گونت پیداست تقدیم به تو که هیچوقت از نزدیک ندیدمت ولی هر وقت تو ذهنم پا می گذاری پر از شعر می شم پر از حرف می شم انگار سالهاست که می شناسمت + نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 13:24 توسط مینا |
گاهی پر از جمله های یخ زده ام و گاهی
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 15:38 توسط مینا |
ماه بالاي سر آبادي است
پيداست آب بشويم
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 14:43 توسط مینا |
بعد از مدت ها سلام گفتگوی نوروزی با گلزار 1.اولین دعا در موقع تحویل سال؟ خدایا به من توفیق بده تا همیشه شکر گذار تو باشم و مرا در سختی ها و مشکلات دریاب 2.عید که میاد یاد چی می افتید؟ جواب این سوال مشخص است شادی ها ،عیدی گرفتن ها ،لباس نو پوشیدن و با خانواده به دیدار فامیل رفتن 3.اگر قرار باشد جای یکی از اعضای سفره هفت سین باشید کدام را انتخاب می کنید؟ سکه ی شانس 4. یک خاطره از چهار شنبه سوری بگویید؟ خاطرهی تلخ و دردناک مرگ پسر آقای حمید علیدوستی 5.از عمو نوروز بیشتر خوشتون می اید یا بابا نویل؟ 6.عید را در کجا و چگونه می گذرانید؟ برنامه ریزی نکرده ام اما دوست دارم در کنار خانواده ام باشم 7.متولد چه ماهی هستید و افراد این ماه چه خصوصیاتی دارند؟ فروردین،افرادی با اراده و اعتماد به نفس بالا و انرژیک که کسی را بالاتر از خود نمی
توانند ببینند،فروردینی ها بیشتر به شغل ریاست فکر می کنند 8.یک بهاریه بگویید؟ رغابت سالم به جای شکستن اینگونه پیشرفت کنند 9.بهترین و زیباترین اس ام اس که در سال 86 دریافت کردید؟
10.یک پیام کوتاه و خنده دار برای خوانندگان؟ به یکی میگن خیلی آقایی می گه ما بیشتر 11.به نحسی عدد 13 اعتقاد داری؟
12. یک دروغ 13؟
خب امیدوارم خوشتون اومده باشه تا آپ ویژه ی نوروز + نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 22:0 توسط مینا |
تو به من خندیدی و ندانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا؟ باغچه ی کوچک ما سیب نداشت؟ + نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 15:30 توسط مهرناز |
تا مهرگان داریم به ولنتاین نیازی نداریم سلام اجازه بدهید در آغاز این یادداشت کوتاه بگویم که نه تنها من به هیچ روی با ارزش های فرهنگ غربی مخالف نیستم، برعکس بر این باورم که فرهنگ همه ی ملت ها ارزش هایی دارد که شایسته ی ستایش اند و قطعا فرهنگ کشورهای غربی و حتی عربی هم از این گونه اند. ی فرهنگ دیگران شویم. فرهنگ پربار ما ایرانیان سرشار از آیین های شاد و غرور آفرین است که هر یک به نوبه ی خود جزیی از میراث معنوی بشری به شمار می روند و این وظیفه ی ما ایرانیان را در پاسداشت این میراث ارزشمند بشری از دیگران بیشتر می کند. گذارم؛ اما این بدان معنا نیست که بپذیریم تا یک فرهنگ بر دیگر فرهنگ ها مسلط شود و این ابزاری بشود برای سلطه ی اقتصادی و سیاسی یک یا چند کشور بزرگ بر دیگر ملت ها . همچون اعضای یک خانواده، هر آنچه را که دارند بر سر یک سفره به گستره ی جهان بگذارند و هر یک به فراخور نیازشان از آن توشه برگیرند. همان اندازه که «کریسمس» حق دارد جهانی بشود، «نوروز» همیشه پیروز هم حق دارد که جهانی شود. همان اندازه که «ولنتاین» حق دارد جهانی باشد، «مهرگان» ما نیز حق دارد که جهانی باشد. حال اگر می بینیم که ما داریم آهسته آهسته آیین های زیبای خودمان را فراموش می کنیم و دل به نغمه های دیگر می سپاریم از دو حال خارج نیست : کدام ملت را سراغ دارید که به این آسانی تن به استعمار فرهنگی بسپارد و صدایش هم در نیاید. جشن کهن و ایرانی مهرگان در ایران ترویج کنند. «ولنتاین»(Valentine) که «جشن عشاق» یا «روز پسر» نیز نامیده می شود، همه ساله در 14 ماه فوریه توسط مسیحی ها گرامی داشته می شود. 14 فوریه براساس یک باور قرون وسطایی روز جفت گیری پرندگان است. خردورزانه و پایدار بر یک پیمان مستحکم اخلاقی بین دو دلداده استوار است. اما ولنتاین بیشتر مروج عشق های کوچه بازاری و سطحی است. از سوی دیگر مشهور است که در دهه ی سوم مسیحی در رم و در زمان امپراتوری «کلادیوس دوم» کشیشی به نام «والنتیوس» یا «وَلنتاین» که بعدها به نام «سنت ولنتاین» یا «ولنتاین مقدس» معروف شد، برخلاف دستور صریح امپراتور، دختران و پسران را به عقد هم درمی آورد. در آن زمان امپراتور رُم تصور می کرد که سربازان مجرد، نسبت به سربازان دارای همسر، جنگجویان بهتری هستند، از این روی ازدواج را برای سربازان خود ممنوع کرده بود. ننشست و به دختر کور زندان بان خود دل بست و در پایین اولین نامه ی عاشقانه به آن دختر، نوشت: «از طرف ولنتاین تو ...» چنان که گفته شد، برخی از پژوهشگران بر این باورند که چون در قرون وسطی روز 14 فوریه را روز جفت یابی پرندگان می دانستند به همین دلیل بعدها که قرار شد روزی را برای عشاق نام گذاری کنند تاریخ 14 فوریه و نام ولنتاین را در هم آمیختند و آن را روز عشاق نامیدند. جشن مهرگان را در آخر به همه ی دوستداران گلزار و رضا گلزار تبریک میگم + نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 17:40 توسط مینا |
قصه - ولنتاین - از کجا شروع شد؟ دقیقا از گل و ماه و ستاره ! که فکر میکرده سربازای مجرد از متاهل ها قویتر هستن. واسه همینم ازدواج رو ممنوع میکنه تا سربازاش نتوننن ازدواج کنن و بقول خودش قوی بمونن. هر کسی هم که سرپیچی میکرده کشته میشده. این وسط یک کشیش به نام ولنتاین، برای سربازای رومی خطبه عقد میخونده ! حالا اینکه اون زمانا خطبه هم بوده یا همینجوری الکی پلکی بوده من نمیدونم والا، خلاصه حاکم از این جریان خبردار میشه و دستور میده که ولنتاین روبندازن زندان. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان میشه. اینجاس که میگن خر بیار و باقالی بارکن! خلاصه نامه نگاری و sms بازی و اینا شروع میشه و هر بار که ولنتاین برای دخترک نامه ای مینوشته زیرش مینوشته “از طرف ولنتاین تو”. این که زیر همه کارت های روز ولنتاین می بینید که نوشتن “From your Valentine” از همونجا اومده. خوب کجا بودیم ؟ آهان. بالاخره این جناب ولنتابن چند روز بعدش بخاطر قانون شکنی اعدام میشه و چون جرمش هم رسوندن دختر و پسرای عاشق به همدیگه بوده از اون به عنوان شهید راه عشق یاد میکنند و از اون زمان ولنتاین رو بعنوان نماد یک عاشق تمام عیار مطرح کردن و روزشو روز عشق گذاشتن. همین دیگه ! روز ولنتاین چه میکند دخترا و پسرا؟ همونجور که میدونید شیرینیها باعث ایجاد شادی میشن و شاید علت اینکار هم از قدیما این بوده باشه. اما در ایران معمولا چند شاخه گل، یک عروسک خرس کوچولو ، یه قلب (ازین پفکی ها) و یا چیزی شبیه این هم بچه ها برای همدیگه میخرن. سعی کنید کادویی که میخرید یکمی سلیقه هم توش باشه. همیشه پول خرج کردن راه ابراز عشق نیست. یکمی سلیقه میتونه کادوی شما رو برای کسی که دوستش دارید جذاب تر کنه . و اما پیشنهادات ما برای خرید کادو (خطاب به دختر خانم ها): کنی. عالی یک شاخه گل و یک بسته شکلات کافیه ، اما اگه خواستی کادوی دیگه ای براش بخری گفتم که نگی نگفتی. باشه های خارجی نوشته) شکلات هایی که بیش از 70 درصد کاکائو دارن تلخ و گاهی ترش هستن و برای خوردن با مشـــروبه ! نه چایی. بنابراین همیشه گرون تر بودن دلیل بهتر بودن نیست. و پیشنهادات ما برای خرید کادو (خطاب به آقا پسرها): گل سرخ و رز کفایت میکنه. وقت گذاشتین. عروسک رو ببره خونشون ؟ تازه اگه با ماشینتون هم برسونیدش ، ممکنه یوقت بابایی یا مامانی یه سوالی ازش بپرسه که مجبور شه بگه این عروسک رو مریم جون بخاطر تولد پارسالش بهش کادو داد (که اونام عمرا باور کنن) درست کردین. چند تا جمله عاشقانه هم لطفا پشتش ضمیمه شود. جمشیدیه ! یا یه جای جنگلی میتونه جای خوبی برای جشن گرفتن روز عشق باشه. جک روز ولنتاین : + نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 16:52 توسط مهرناز |
یه شعر فوق العاده توپ: و بعد از رفتنت شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی،تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کرد تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی: دلم حیران و سر گردان چشمانی است رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم نمی دانم چرا رفتی نمی دانم چرا شاید خطا کردم و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم چرا،تا کی، برای چه ولی رفتی و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت، تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد و بعداز رفتن تو آسمان چشمهایشم خیس باران بود و بعد از رفتنت انگار ،کسی حس کرد ،من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد کسی فهمید تو یاد مرا از یاد خواهی برد و من با آن که می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد هنوز آشفته ی چشمان زیبا ی تو ام برگرد! ببین سرنوشت انتظار من چه خواهد شد و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت: تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم. و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید، کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست، و من در پاییزی ترین ویرانی یک دل، میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر، نمیدانم چرا؟ شاید به رسم پروانگی مان باز ، برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم. خیلی قشنگ بود مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فعلا خدانگهدار + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 21:31 توسط مهرناز |
دوست می دارم،فضای بودن تو را در دنیایی کوچک قاب کنم و بر رویطاقچه ی روزهایم بگذارم تا صبح را در اطمینان حضور تو آغاز کنم... دوست می دارم زندگی در سادگی لبخند تو تجربه کنم و محبت را از باغ مهربان نگاه تو بچینم و دروغ را در صداقت دستان تو از یاد ببرم آه می دانم حس من با محالی آرزوهاست و نهایت امتداد تو ناپیداست می دانم در برابر دیدگانم مثل انتهای دریا به آسمان خواهی پیوست حالا عزیزای دلم در ادامه عکسای فیلم مجنون لیلی رو ببینید + نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 17:9 توسط مهرناز |
و بعدی که از پشت صحنشه
فکر کنم اینم کارگردانشه به قول معلم جغرافیمون نمیدونم
بچه ها هر کی بتونه حدس بزنه اینجا داره به چی فکر می کنه یه جایزه پیش من داره اونم یه بلیط با همراهش از جشنواره ی فیلم فجره حتماْ تو مسابقش شرکت کنید و آخریشم ببینید و صلوات بفرستید
و عکسای بعدی رو تو پست مینا ببینید فعلاْ بای + نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 14:48 توسط مهرناز |
|